آرزو ی من(تویی)
آرزو ها چه قدر زود برآورده میشن.مگه نه؟
آرزوی من تو بودی خاله...اول ها که به دنیا اومده بودی اونقدر ذوق زده بودم که بدون هیچ دلیلی می خواستم بغلت کنم و باهات حرف بزنم.
الان یک ساله که این آرزومو دارم می چشم....
آرزوی بعدیم اینه که زود بزرگ شی و سروسامون بگیری...
اما دیگه بعدش هیچ وقت خالتو نمی بینی....درگیر زن و بچه هات میشی دیگه خبر از ما نمیگیری...ما هم تا اون موقع خودمون با نوه ها و بچه هامون درگیریم....
این سال ها تنها فرصتیه که بتونم تو رو خوب ببینم.....تو این مدت که همسایمون هستی می تونم اونقدر نگات کنم و با هات حرف بزنم تا ازت سیر بشم.....
هم دوست دارم زودبزرگ بشی هم دوست دارم دیر بزرگ بشی...
اگه بزرگ بشی دلم برای خنده هات،برای شیرین کاری هات،برای چهاردست و رفتنات،برای فضولی هات تنگ میشه.....
امّا دوست دارم بهترین خاله ی دنیا بشم.....دوست داریم همبازی بشم.دوست دارم تو درس هات کمکت کنم و همیشه الگوت باشم.....دوست دارم تا آخر عمرت برای داشتن خاله ای مثل من افتخار کنی....
خیلی خیلی دوستت دارم......


آرزو ی من(تویی)
